|
جهان من آرتمیس! دریاها از آن من است...
| ||
|
از روزی که توی آزمون علمی عملی نتونستم نتیجه بگیرم هزار جور اتفاقای دیگه برام افتاده ،
رفتن کسی که واقعا دوستش داشتم واسه همیشه ، اعتیاد دوستم ، ( یعنی دوستم که نه یکی از بچه های ... ) کاری که رویا ( یکی از دوستام ) جلوی مربی کرد و من برای اثبات اینکه توی اینکار هیچ نقشی نداشتم یه هفتس دارم خودمو به آبو آتیش میزنم تا بلخره مربیم قضیه ی اصلی بهش ثابت شد ، مشکلاتی که توی مدرسه برام به وجود اومد به جرم اینکه چرا مثه مددکار اجتماعی تنها دوست واقعی بچه های مدرسه منم و همه بهم اعتماد میکنن و دوستم دارن و... ، و دیشب ... نمیدونم این ضربه ی آخره یا بازم باید تحمل کنم یعنی دیشب که تحمل تموم شد نتونستم حرفای م... رو تحمل کنم و بهش گفتم خفه شو ! باورم نمیشد این حرف از دهان من اومده بیرون ولی دیگه نمیتونستم حرفاشو تحمل کنم مگه من چیکار کرده بودم؟ من گناهم چیه؟؟؟؟؟؟ نمیدونم باید بگم نمیبخشمش نمیدونم اون باید منو ببخشه نمیدونم... ولی اگه میایو مطلبای این وبو میخونی باید بهت بگم تنها دلخوشیم که اون پاتوقو دوستام بودن ازم گرفتی اما از اونجایی که من پوستم خیلی کلفته بازم خودمو به این چیزا نمیبازم و میخوام همینجا به دوست خوبم آ... بگم: من محکمم ، روی دوتا پای خودم وایسادم ، نگران من نباش . من آدمم و باید بیشتر از اینارو تحمل کنم مطمئن باش میتونم محکم بمونم و به هدفم برسم تو به فکر خودت باش و دوسته چند سالتو به خاطر من از دست نده.
خدایا فقط تورو دارم و چقدر ثروتمندم!
هنوز که چیزی نشده ... اینا اصلا اتفاقای سختی نیستند امید من خیلی بیشتر از این حرفاست [ پنجشنبه 1391/02/28 ] [ 10 AM ] [ تبسم حسینی ]
انقدهـ دوستـ دارمـ كهـ وقتيـ دستاتو ميگيرمـ فكر اينمـ كهـ چهـ جوريـ جلو اشكامو بگيرمـ حتيـ بگذر از روزاييـ كهـ نبوديـ تو ، كشيدمـ فدايـ نگاهـ پاكتـ كهـ يهـ روز خوشـ نديدمـ عكستـ گوشهـ يـ اينـ اتاقـ رويايـ بيتو خطـ خطيـ خيالـ رفتنـ ندارنـ اينـ غصهـ هايـ لعنتيـ عطرتـ هوامو ميبرهـ بهـ خاطراتـ كودكيـ ساعتـ رفتنـ ، دلـ تو ، بهـ اشكايـ يواشكيـ
و در آخـــــــــــــــــــــــر :
تو برو از اينــ بهـ بعد تنهـــــــــــــــــاييـ ياورمـ ميشهـ [ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 3 PM ] [ تبسم حسینی ]
پر از يادتــــــــو پرهـ خاطرهـ چشامـ هر شبـ از نبودتـ پرهـ اگهـ قلبـ منـ واستـ ميزنهـ اگهـ بيـ چشاتـ دلمـ ميشكنهـ خداحافظ تـ ـ ـ ـ ـو با اينـ كهـ هنوزمـ ميميرمـ براتـ خداحافظ تـ ـ ـ ـ ـو ميسوزوندمــ آتيشـ خاطراتـ خداحافظ تــــــ ـــــ ـــ ــو تا قلبمـ بهـ تنهاييـ عادتـ كنهـ تا اشكمـ بهـ چشمامـ خيانتـ كنهـ خداحافظ تــــــــــــــــــــــــــو خداحافظ تـــــــــــــــــــــــــو قرارمونـ نبود تنهــــــــا بريـ تـ ـ ـ ـ ـو قرارمونــ نبود بيـ تـ ـ ـ ـو بمونمـــ قرارمونـ نبود فاصلهـ باشهـ قرارمونـ نبود بيـ تـ ـ ـ ـو بخونمــ خداحافظ تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو...
خداحافظ پنجـ حرفيـ منـ با سهـ نقطهـ! نهـ بهتر استـ بگويمـ پنجـ حرفيـ ديگريـ با سهـ نقطهـ ... ديگر هرگز نميخواهمتـــ حتيـ اگر برگــــــــــــرديـ
خدا پشتـــــــو پناهتـــ عزيزمــــ !
کاش هیچگاه از آغوش مادرم بیرون نمی آمدم در این دنیایی که هیچ مردی مردانگیش به پای مادرم نمیرسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! [ شنبه 1391/02/23 ] [ 6 PM ] [ تبسم حسینی ]
امروز داشتمـ با يكيـ از دوستامـ راجبـ طرز غذا خوردنـو عادتـهاي غذاييمـصحبتـ ميكردمـ ،بهمـ گفتـ چقد ايراد ميگيريـ يادمـ افتاد توام مثهـ منـ خيليـ از غذاهاتـ ايراد ميگيرفتيـ
مثهـ اونروز كهـ ناهار خونهـ يـ ... بوديمـ همهـ بودنـ ما امـ از فرصتـ استفادهـ كرديمـ سرسفرهـ كنارهمـ نشستيمـ بعد ... اومد بينمونـ نشستـ ديد نهـ منـ غذا خوردمـ نهـ تو. وقتيـ علتشو پرسيد هردومونـ گفتيمـ بــــــــــــــــو ميدهـ ! يادشـ بخير...! [ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ 1 PM ] [ تبسم حسینی ]
خانهـ ایـ براتـ ساختهـ امـ
پشتـ دریاها و کوهـ هایـ بلند در دور دستترینـ نقطهـ یـ جهانـ کهـ هیچکسـ قادر بهـ دستیابیـ بهـ آنـ نیستـ آنجا کهـ خورشید عاشقانهـ و لطیفـ میتابد و آنجا کهـ بهاریـ ترینـ شکوفهـ ها و اردیبهشتیـ ترینـ گلها میرویند آنجا کهـ بهـ وسعتـ تمامـ جهانـ گستردهـ استـ ولیـ تنها برایـ تو جا دارد کهـ از تمامـ جهانـ بزرگتریـ آنجا برایـ منـ بود و سالهاستـ کهـ هدیهـ اشـ کردمـ بهـ تو همهـ را هدیهـ کردمـ آواز پرندگانشـ رودها و برکهـ هایشـ تکـ تکـ شکوفهـ ها و گلهایشـ زیباییشـ آرامششـ آریـ جاییـ بهـ نامـ دلـ را بهـ نامتـ زدمـ همهـ برایـ تو تا بدانیـ دوستتـ دارمـ... <<تبسمـ>> [ سه شنبه 1391/02/19 ] [ 8 PM ] [ تبسم حسینی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||